اخبار فناوری، اخبارتکنولوژی، اخبار علمی و پزشکی، شبکه های اجتماعی، کسب و کار و استارتاپ ها

چگونه تلفن همراه زندگی را تغییر داد

0 9

مارتین کوپر یک مهندس آمریکایی است که به دلیل اختراع اولین تلفن همراه در سال 1973 هنگامی که در موتورولا کار می کرداعتبار دارد. کوپر علاوه بر این که “پدر تلفن همراه”به شمار می آید، اولین شخصی است که از طریق تلفن همراه در انظار عمومی تماس برقرار کرد.
آنچه در زیر می آید ، چکیده ای از فصل سیزدهم کتاب جدید او یعنی قطع بند ناف (utting the Cord) با عنوان “چگونه تلفن همراه زندگی را تغییر می دهد” است که هم اکنون در کتابفروشی ها و همچنین بصورت آنلاین در دسترس عموم است.

در سال 2001 ، تقریباً 45 درصد از جمعیت ایالات متحده تلفن همراه داشتند. ضریب نفوذ در چهار سال گذشته دو برابر و نسبت به شش سال قبل چهار برابر شده بود. در 11 سپتامبر همان سال ، تروریست‌های القاعده هواپیماها را ربوده و به نیویورک ، واشنگتن و پنسیلوانیا حمله کردند. حداقل در یکی از هواپیماهای ربوده شده ، مسافران از تلفن های همراه برای ارتباط با اعضای خانواده در زمین استفاده می کردند. در بسیاری از مکانها، سایتهای تلفن همراه هنوز نصب نشده بودند یا سایتهای موجود توانایی تحمل ناگهانی بار تماسهای تلفنی را نداشتند. دسترسی به بسیاری از پاسخ دهندگان تراز  اول و مقامات دولتی حتی در شبکه سیم دار نیز نا ممکن شده بود.

در آن روز هولناک ، پیجر های رادیویی – آنچه بسیاری آن را بوق صدا (beepers) می نامیدند – وسیله اصلی گسترش اطلاعات در مورد حملات بود. حتی اگر سه برابر پیجرها تلفن های همراه وجود داشت ، هنوز هم از پیجرها به طور گسترده ای برای تماس و هشدار به مردم، از جمله در بالاترین سطح دولت ایالات متحده استفاده می شد .

در میان کارمندان کاخ سفید که با رئیس جمهور جورج دبلیو بوش سفر می کردند ، “همه پیجرها خاموش شدند” به عنوان خبر گسترش حملات. هیچ تلفنی در Air Force One به واسطه حمل رئیس جمهور آمریکا وجود نداشت تا از اوضاع ممکت باخبر شده و دستورات مقتضی را صادر کند، دبیر مطبوعاتی کاخ سفید یک پیجر دو طرفه داشت که می توانست فقط چند پاسخ از پیش تعیین شده ارسال و دریافت کند. اطرافیان ریاست جمهوری فقط با گرفتن سیگنال های تلویزیونی محلی در حین پرواز هواپیما فقط می توانستند اطلاعات مربوط به حملات را دریافت کنند. در برج شمالی مرکز تجارت جهانی ، پیجرها منبع اصلی اخبار کسانی بودند که سعی در بیرون آمدن از مهلکه را داشتند. صف های طولانی در تلفن های پولی در اطراف منهتن تشکیل شده بود.

موتورولا

این پیجرها فرزندان اولین دستگاه های سراسری موتورولا بودند که سی سال قبل معرفی شدند. مردم می خواهند و باید با هم در تماس باشند – راحت ، مقرون به صرفه ، و بلافاصله ، و در موارد اضطراری ، فوراً. در اواخر دهه 1960 ، وقتی پیجرها به ما در مورد ارتباط بلافصل کمک می کردند و تلفن همراه قابل حمل هنوز یک رویای دوری بود ، من پیش بینی علمی تخیلی خاصی داشتم. من آن موقع گفتم که روزی به هنگام تولد هر شخصی شماره تلفنی به او داده می شود. اگر کسی تماس گرفت و شما جواب ندادید ، این بدان معنی است که شما مرده اید. در 11 سپتامبر ، وجه تاریک این پیش بینی را تجربه کردیم – اگر سعی داشتید با کسی در ارتباط باشید و نتوانستید ، گمان کردید که او دیگر مرده است.

من انتظار داشتم ، حتی در اوایل دهه 1970 ، همه و همه کس – تلفن همراه بخواهند و به آن احتیاج داشته باشند. دیگران در موتورولا این انتظار بجا را می فهمیدند زیرا تجارت رادیویی دو طرفه، به ما نشان داده بود که وقتی افراد به هم بی واسطه متصل می شوند ، چه تعداد از مشاغل عملکرد بهتری دارند. ارائه دهندگان سرویس ماونت سینای(سیستم یکپارچه بهداشتی) ، کارگران فرودگاه و افسران پلیس شیکاگو به ما یاد دادند که چگونه سازمان ها با هم ارتباط برقرار می کنند. ما به یاد پزشكانی افتادیم كه حاضر به  دادن پیج های خود نبودند تا ما بتوانیم آنها را اصلاح كنیم. دستگاه های قابل حمل مانند پیجر و تلفن همراه، از طریق استفاده همگانی و فاجعه هایی مانند 11 سپتامبر، در هر زمان و هر کجا به همراهانی که جزو لاینفک هویت ما هستند مبدل می شوند.

این تجربیات یک اصل فناوری را نشان می دهد که برای دهه‌ها چشم انداز من را شکل داده است. اثبات سودمندی یک محصول زمانی به دست می آید که کاربران چنان وابسته و درگیر به آن شوند که صرف نظر از نقص یا تأثیر منفی ، آن را رها نکنند. تلفن همراه بارها این موضوع را ثابت کرده است. رئیس دادگستری جان رابرتز در یک تصمیم دادگاه عالی سال 2014 نوشت که تلفن های همراه “اکنون چنان بخشی گسترده و پافشاری از زندگی روزمره است که یک بازدید کننده مریخی از زمین، ممکن است نتیجه بگیرد که این یکی از ویژگی های مهم آناتومی انسان است.”

چیزی که حتی مرا متعجب کرد سرعت و دامنه فرزندخواندگی این فناوری بود. تصور نمی کردم که تعداد بیشتری از مردم جهان حتی در مواقع نیاز به دستشویی نیز به تلفن های همراه خود سترسی داشته باشند.

ما تمایل داریم که تأثیر فناوری را در کوتاه مدت بیش از حد ارزیابی کنیم اما تأثیر آن را در بلند مدت دست کم می گیریم. این قانون پس از روی آمارا ، دانشمند استنفورد که به مدت بیست سال اتاق فکر موسسه آینده را اداره می کرد ، به قانون Amara معروف شد. تلفن های همراه نمونه ای کلاسیک است. در صفحه اطلاعات موتورولا در مورد DynaTAC که در آوریل 1973 برای رسانه ها تولید شد ، گفتیم كه “تلفن قابل حمل هنگامی كه از دفتر یا منزل دور هستید و یا در جایی كه تلفن های معمولی در دسترس نیستند ، برای استفاده” در حال مسافرت “طراحی شده است. ما معتقد بودیم که مردم بیشتر اوقات “در رفت و آمد” بودند و به این نوع وسیله احتیاج زیادی دارند.

بعد از اینکه تلفن های همراه به یک تجارت فعال تبدیل شد ، جرقه ای که من و تیمم آن را روشن کردیم ، در جامعه مالی موتورولا آتش چندانی ایجاد نکرد. وقتی بودجه توسعه تلفن همراه را تهیه کردیم ، جیم کایل ، مدیر بازاریابی من ، پیش بینی فروش تلفن های همراه قابل حمل را به من نشان داد. توافق کردیم که اولین گوشی ها از اواسط تا اواخر دهه 1970 به بازار عرضه شوند. مقدار پیش بینی شده محموله های محصول ، کاملاً غیر قابل قبول به نظر می رسید.

من می دانستم که هزینه های مهندسی و سایر نیروهای لازم برای تولید تلفن همراه قابل ساخت چه هزینه ای سنگینی دارد. من به اندازه کافی این کار را انجام داده ام ، و این هزینه ها را به اندازه کافی کم گرفته ام ، تا در تخمین هایم کاملاً مطمئن باشم. و من همچنین می دانستم که ما هرگز رهبران خود را وادار نخواهیم کرد تا طرحی را بخرند که فروش تلفن های همراه اندکی را برای بازیابی این سرمایه انجام دهد.

دوباره به برنامه هایم نگاه کردم به کیلی گفتم: “تمام پیش بینی های فروش را دو برابر کنید ،” و ببینیم آیا می توانیم برنامه را به جلو ببریم. ” او با وقار این کار را انجام داد و مدیریت آن را تأیید کرد.

از پیش بینی فروش خیلی دور نبودیم ، اما فقط به این دلیل که بیشتر تلفن های همراه اولیه تلفن هایی برای اتومبیل بودند. دستگاه قابل حمل بسیار گران بود و سایتهای کافی برای پشتیبانی ارتباطات این دستگاه ها وجود نداشت. تا سال 1990 ، عملکرد و اندازه قابل حمل عملی تر شد و فروش به سرعت رشد کرد. تا سال 2000 دیگر خرید تلفن اتومبیلی دشوار شده بود و جایش را به تلفن های دستی تحویل داده بود. در دهه 2000 ، سقوط مشترکان تلفن سیم دار آغاز شده بود. وقتی من پیش بینی کردم ، در دهه 1970 ، تلفن سیمی در آینده ای دور منسوخ شود ، مردم باور نمی کردند.

با این حال هیچ یک از ما در موتورولا ویژگی هایی مانند دوربینی روی تلفن دستس را تصور نمی کردیم. به هر حال ، در سال 1973 دوربین دیجیتال وجود نداشت ، بنابراین حتی در امکان فناوری آن دوره نیز نبود. در طول دهه 1960 ، موتورولا در ترانزیستورها پیشتاز بوده و آنها را در لوازم الکترونیکی مصرفی گنجانده بود. این شامل DynaTAC بود ، بنابراین ما تصور کردیم که برای بهبود عملکرد ، تلفن های همراه ترانزیستورهای بیشتری را شامل می شوند. اما مطمئناً تصور نمی کردیم که تلفن همراه آن دوره به یک تلفن هوشمند تبدیل شوند ، یک کامپیوتر کوچک در نوع خودش. کامپیوتر شخصی در آن زمان هنوز در حال توسعه بود و اینترنت تازه در حال شکل گیری بود.

تقریباً به طور گسترده، پیش بینی ها در مورد استفاده و محبوبیت تلفن های همراه بیشتر به طنزی اشتباه شبیه بود.

در سال 1984 ، مجله Fortune پیش بینی کرد که تا سال 1989 یک میلیون کاربر تلفن همراه در ایالات متحده وجود داشته باشد. رقم واقعی 3.5 میلیون نفر بود. در سال 1994 ، مشاوران فنی تخمین زدند که تا سال 2004 ، در سراسر جهان بین شصت تا نود میلیون کاربر تلفن همراه وجود خواهد داشت. حتی خطای سخاوتمندانه ای که آنها به خود دادند ناکافی بود: تعداد واقعی در سال 2004 در حدود 182 میلیون نفر کاربر تلفن همراه بود.

تلفن های همراه امروزه بخشی از هویت و زندگی ما را تشکیل می دهند و جزو بخش لاینفک آن به حساب می آیند که زندگی بدون آن برای اغلب ما میسر نیست.

لینک کوتاه : https://bittly.ir/HVjoO
پیام بگذارید